ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۲۵, دوشنبه

...
- تا حالا زیر دوش گریه کردی؟
- آره
- دیدی اشکات با آب قاطی میشه، شر شر آبم نمیذاره صدای هق هق بیاد...
- اره... من می‌شینم، تا جایی که میشه خودمو جمع میکنم، مچاله میشم و خودمو بغل میکنم...
- خب، من برم دیگه
- کجا؟
- حموم...

۱ نظر:

م.آ. گفت...

نوشته من رو ياد يه ديالوگ شاهكار انداخت، يه قطعه ي زيبا از پايان فيلم بليد رانر(1982) ريدلي اسكات، جايي كه موجود فضايي داره مي ميره و در پايان مي گه: « همه ي آن لحظه ها... گم مي شوند در زمان، هم چون اشك ها... در ... باران. وقت... مردن است...» شاهكاره. شاهكار.